|
سلام عزیزای دلم
اومدم واسه ۱ هفته ازتون خداحافظی کنم قول میدم این دفعه دیگه طول نکشه شنبه دارم میرم تبریز مواظب خودتون باشین + نوشته شده در 88/04/11 13:45 توسط مریم
سلام به همه ی دوستای گلم
الهی قربون همتون بشم که دل کوچولو موچولوی من برای همتون یه ذره شده به خدا دلم براتون یه عالمه تنگ شده بود ایشا ا... که همتون حالتون خوبه خوب باشه گفته بودم ۵ تیر میام اما شده ۶ می دونین چرا؟ آخه امتحان ۲۳ کنسل شد و افتاد برای ۷ تیر که فردا باشه الهی قربون خودم برم که فردا صبح امتحان دارم و الان اومدم نت اما اشکالی نداره شما دوستای گلم برام از همه چی مهم ترین خدا رو شکر امتحانام عالیه عالی بود ۲ تا از نمره هامو گرفتم : ۱.آمار استنباطی که شدم ۱۷.۵ ۲.روانشناسی یادگیری که شدم ۱۸.۵ ببینین چه قدر بچه درس خونم؟؟! اما یه دونه امتحانم و خراب کردم (فنون خانواده درمانی)وای اگه بدونین چه قدر سخت بود یه کتاب حجیم که مردم خوندم اما فکر نکنم بتونم نمره خوبی ازش بگیرم فردا هم که آخرین امتحانمه دعا کنین اینم خوب شه روانشناسی رشد ۲ دارم آخ جونم خوب باید یه تشکر ویژه از داداش گلم انوشیروان از عزیزک دلم سپیده و دوست جونم و گل پسر شیطون بلا شهرام و بقیه دوستایی که تو این ۲ ماهی که نبودم نذاشتن چراغ این دلم(وبلاگم) خاموش بمونه خوب دعا کنین که امتحان فردامو خوب بدم تا اومدن دوباره که دیگه خیلی طول نمیکشه + نوشته شده در 88/04/06 17:5 توسط مریم |
تا ۵ تیر خداحافظ + نوشته شده در 88/02/14 12:22 توسط مریم |
عشق و نفرت امشب در نگاهم یکسان چهره ام خاموش است در دل اما طوفان + نوشته شده در 88/02/08 14:53 توسط مریم |
سلام به همه ی دوستای گلم
دلم برای همتون یه عالمه تنگ شده یه عذر خواهی بابت این همه تاخیرم دلیلش هم خرابی کامپیوترم هست که متاسفانه هنوز خوب نشده و کی خوب میشه رو هم نمی دونم خودم هم حسابی کلافه شدم خلاصه این که واقعا ببخشید و یه عذر خواهی واسه اون دوستایی که به من سر زدن و من نتونستم برم و جوابشون رو بدم امیدوارم بعد از درست شدن کامپیوترم جبران کنم مواظب خودتون باشین دوستای گلم همه تون رو دوست دارم. + نوشته شده در 88/01/23 15:25 توسط مریم
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداری است. ولی در نماز پایان است. شاید این بدین معنی است که : پایان نماز آغاز دیداری است. + نوشته شده در 88/01/12 10:1 توسط مریم |
حالیا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمن زار ببین و محبت را در روح نسیم که در این کوچه ی تنگ با همین دست تهی روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد! خاک جان یافته است تو چرا سنگ شدی؟ تو چرا این همه دلتنگ شدی؟ باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن. + نوشته شده در 87/12/30 9:57 توسط مریم |
|